سایت جوک جوک به دلیل ارتقا و تغییر پوسته و تجهیز مدت کوتاهی کم کار تر شده که بابت این امر از شما دوستان عذر خواهی می کنیم.بزودی با قویترین سایت سرگرمی در خدمت شما خواهیم بود.

یکی از شبکه ها یه مستند راجع به چیتا داشت ؛ مجریش میگفت:
چیتا این توانایی رو داره که ۶ ساعت بدون حرکت بمونه!
خب لعنتی تو همین ایران ؛ آدم هست ۲۰ساعت بی حرکت پای فیس بوک میشینه؛ ۶ ساعت چیتا رو به رخِ من نکش!! :|

از یه جایی به بعد ، دیگه دوست نداری هیچکس رو به خلوتت راه بدی؛ حتی اگه تنهایی کلافت کرده باشه.
از یه جایی به بعد ، وقتی کسی بهت میگه دوست دارم؛ لبخند می زنی و ازش فاصله می گیری.
از یه جایی به بعد ، فقط یه حس داری ، حس بی تفاوتی ؛ نه از دوست داشتنها خوشحال میشی و نه از دوست نداشتن ها ناراحت .

مجری: فامیل دور بالاخره از عروسی برگشتین؟
فامیل: آقای مجری خراب شد!
مجری: ای بابا رفتین اونجا چی رو خراب کردین!؟
فامیل: چیزی خراب نشد،میگم خر آب شد رفت تو زمین! هرچی میگردیم پیداش نمیکنیم!
مجری: جیگر گم شده!؟ خب زنگ بزنین به پلیس ۱۱۰!
فامیل: زنگ زدیم،برگشت پرسید آخرین بار خرتون رو کجا دیدین؟ من گفتم وسط مجلس! اونم گفت شمارتو میدم پیگیری کنن بیان پدرتو دربیارن!
مجری: ای وای بدبخت شدیم!
فامیل: نترس آقای مجری خودم دوباره زنگ زدم بهشون درستش کردم
مجری: گفتی منظورم مجلس عروسی بود؟
فامیل: نه بابا گفتم “خر ما داشت وسط مجلس سخنرانی میکرد” که یه وقت اگه پیداش کردن بخاطر رقصیدن بهش گیر ندن!!”

طرز تهیه ی یه زن ؟
مقداری اکسید اسکناس
نیترات اتومبیل لوکس
دو کیلو طلای ۲۴ عیار
کلورید الماس
پس از ترکیب مواد فوق گاز عشوه و سولفور ناز تولید می شود
در این هنگام کاتالیزور چرب زبانی را اضافه کنید.

اسم بچه های نسل آینده :
شیدا فتو آپلودیان
مرجان فتوشاپ نژاد
رضا فیسبوکچی
الهام تَگ زاده
… میر کامنت الله بِلاک زاده
مهسا شِیر زاده
مجید لایک پور
زهرا ریموو تگ نیا
اکبر تبادلی
ساسان پوک باز
دلارام فرند ریکویست پور
مرتضی میر اکسپت نیا
اردشیر دی اکتیو نیا !

 

famile door

مجری: فامیل دور اون چیه دست بچته؟
فامیل: قشنگه آقای مجری؟ من واسش خریدم،اسمش خیلی سخته درست نفهمیدم تملت،تمبلت،…
مجری: آخه بچه انقدری تبلت چمیدونه چیه؟ بچه داری چیکار میکنی؟
بچه: دارم پرینازو ادد میکنم!
مجری: فامیل این بچه الآن باید بره بیرون بازی کنه،فعالیت جسمی داشته باشه،
این چیزا به دردش نمیخوره
فامیل: آقای مجری الآن دیگه عصر ارتباطاته…
این کارایی که شما میگین مال صبح ارتباطات بود،
دیگه خیلی میخواست دیر باشه دو و نیم سه بعد از ظهر! (یهو بچه میزنه زیر گریه)
فامیل: بابایی چرا گریه میکنی؟
بچه: پریناز تو ریلیشنشیپه!